سرمایه‌گذاری بر بودجه فرهنگی، ضامن امنیت نرم و تقویت‌کننده هویت ملی ایران است

5523225

اخرین بروز رسانی در آذر 22, 1404 توسط سیما سمیعی

در آستانه بررسی و تدوین لایحه بودجه سال آینده، بار دیگر مباحثی پیرامون جایگاه «بودجه فرهنگی» مطرح شده است. برخلاف نگاه تقلیل‌گرایانه‌ای که این بودجه را صرفاً یک هزینه غیرضروری می‌پندارد، کارشناسان و صاحب‌نظران حوزه فرهنگ تاکید دارند که تخصیص اعتبارات لازم به بخش فرهنگی، نه تنها یک هزینه نیست، بلکه سرمایه‌گذاری راهبردی برای تقویت «امنیت نرم» و «سرمایه اجتماعی» کشور محسوب می‌شود. کاهش این بودجه می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری برای هویت، انسجام و آینده یک ملت به همراه داشته باشد.

تصویری مرتبط با فرهنگ و بودجه

بودجه فرهنگی؛ ستون فقرات هویت ملی و انسجام اجتماعی

هویت یک جامعه از میراث مشترک، ارزش‌ها، آداب و رسوم و روایت‌هایی شکل می‌گیرد که مردم آن درباره خود و گذشته‌شان بیان می‌کنند. این هویت، پدیده‌ای ایستا نیست، بلکه نیازمند مراقبت، تغذیه و بازتولید مداوم است و «بودجه فرهنگی» نقش حیاتی در این فرآیند ایفا می‌کند. این بودجه با حمایت از نویسندگان، فیلمسازان، هنرمندان تجسمی، موسیقی‌دانان و دیگر فعالان فرهنگی، زمینه را برای تولید «روایت‌های اصیل» از جامعه فراهم می‌آورد؛ روایت‌هایی که ریشه در تاریخ و جغرافیای این سرزمین دارند و بازتاب‌دهنده آرمان‌ها، رنج‌ها و امیدهای مردم هستند. در غیاب حمایت از این جریان داخلی، فضای فرهنگی به ناچار با محتواها و روایت‌های وارداتی و بیگانه پر خواهد شد که نتیجه آن «از خودبیگانگی فرهنگی» و تضعیف پیوندهای عاطفی و ملی در جامعه است. بنابراین، بودجه فرهنگی در حقیقت، بودجه‌ای برای نگهداری و تقویت زیرساخت‌های نامرئی اما بسیار ضروری انسجام ملی و پاسداری از فرهنگ غنی کشور است.

پیامدهای خطرناک کاهش بودجه فرهنگی بر پیکره جامعه

تصور قطع یا کاهش چشمگیر بودجه فرهنگی، زنگ خطری جدی برای بخش‌های مختلف جامعه به شمار می‌رود. اولین قربانیان، هنرمندان و فرهیختگانی هستند که بدون حمایت مالی کافی، قادر به ادامه فعالیت‌های حرفه‌ای و کیفی نخواهند بود. این وضعیت می‌تواند به یکی از این دو نتیجه منجر شود: یا روی آوردن به کارهای سطحی و بازارمحور برای امرار معاش، یا «مهاجرت اجباری» که به معنای خروج سرمایه‌های ارزشمند انسانی و فرهنگی از کشور است. علاوه بر این، صنایع وابسته به فرهنگ نظیر نشر، سینما، تئاتر، موسیقی و گردشگری فرهنگی، دچار رکودی عمیق شده و هزاران فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم از بین خواهد رفت. در بُعد اجتماعی نیز، فضایی که هنر برای گفت‌وگو، نقد سازنده و همدلی فراهم می‌آورد، محو می‌شود. جامعه ظرفیت خود را برای پردازش جمعی مسائل و کاهش تنش‌ها از دست می‌دهد و شکاف‌های اجتماعی عمیق‌تر می‌گردد. از این رو، کاهش یا حذف بودجه فرهنگی، نه یک صرفه‌جویی، بلکه سرآغاز «آسیب‌شناسی گسترده» در پیکره جامعه محسوب می‌شود.

بودجه فرهنگی پایدار؛ کلید امنیت نرم و توسعه آینده‌نگر

با توجه به این پیامدهای مهم، روشن می‌شود که تخصیص «بودجه فرهنگی» کافی و مؤثر، یک انتخاب سلیقه‌ای نیست، بلکه یک «ضرورت راهبردی» برای امنیت و آینده پایدار کشور به شمار می‌آید. این بودجه باید دارای ویژگی‌های کلیدی زیر باشد تا بتواند اهداف عالی خود را محقق سازد:

پایداری و استمرار: تاثیرات فرهنگی در بلندمدت آشکار می‌شوند و نوسانات بودجه‌ای، برنامه‌ریزی‌ها را مختل می‌کند.

توزیع عادلانه و غیرمتمرکز: امکان رشد و شکوفایی باید برای تمامی مناطق کشور و همه گونه‌های فرهنگی اصیل، از هنرهای سنتی تا تولیدات مدرن، فراهم آید.

شفافیت و مشارکت‌محوری: تخصیص بودجه باید با شفافیت کامل و مشارکت نهادهای صنفی تخصصی صورت گیرد تا به دست پروژه‌های تاثیرگذار برسد.

نگاه آینده‌نگر: بخشی از بودجه باید به تولید محتوای دیجیتال، توسعه بازی‌های رایانه‌ای با هویت ایرانی-اسلامی و مقابله هوشمندانه با تهاجم فرهنگی در فضای مجازی اختصاص یابد، چرا که نبرد فرهنگی امروز، به شدت در این عرصه در جریان است.

در نهایت، نگاه خردمندانه و کلان‌نگر، فرهنگ را بزرگ‌ترین سرمایه ناملموس یک ملت و بودجه فرهنگی را سرمایه‌گذاری بر روی «امنیت نرم» کشور می‌داند. امنیتی که از طریق تقویت هویت ملی، تاب‌آوری اجتماعی و توانایی روایت‌گری اصیل یک ملت حاصل می‌شود. کاهش این بودجه، شاید در کوتاه‌مدت باعث تغییر چند رقم در ترازنامه مالی شود، اما در درازمدت جامعه‌ای بی‌هویت، گسسته و آسیب‌پذیر بر جای خواهد گذاشت که جبران خسارات آن، بسی پرهزینه‌تر و دشوارتر از هر صرفه‌جویی مالی خواهد بود. لذا، حمایت از فرهنگ، به معنای حمایت از آینده روشن و پویای ایران است.

پایگاه خبری فرادید


مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *